سفارش تبلیغ
صبا ویژن

امان از دل زینب...

دهه اول محرم تمام شد.
عزاداری های هیئات به سرانجام خودشون رسیدند.
گریه ها از عصر عاشورا به بعد سرد تر شد.
ت ع ز ی ه ی ما هم دیروز روز آخرش بود.
همه چیز از امروز به روال عادی برخواهد گشت.

چقدر زود همه چیز تموم شد... خیلی زود...

گرچه کاروان بازماندگان عاشورا هنوز در تاریخ می چرخد.
صدای ناله هایشان هنوز با صدای باد در گوشمان می پیچد.
هنوز دختر سه ساله پدرش رو ندیده است.
هنوز زینب (س) افشاگری می کند.
هنوز سری به نیزه بلند است در برابر زینب(س) ... 
هنوز دل زینب(س) بیقرار و آشوب است.
هنوز....
امان از دل زینب...
امان از دل زینب...
امان از دل زینب...

* دیشب هیئتی بودیم ، چند باره شور زیارت را در دلم انداخت مثل روز ها و شب های گذشته...
دلم فقط کربلا می خواد...
بعد از هیئت رفتیم مزار شهدای گمنام بوستان نهج البلاغه. روی مزارشان عجب جملات زیبایی نوشته بودند.به دل نشست.

* این دهه محرم واقعا به دلم نشست. خدا رو شکر...
توفیق پیدا کردیم در هیئت های مختلفی شرکت کنیم و تقریبا کل روزم با عزاداری گذشت. دانشگاه امام صادق ع ، دانشگاه تهران ، ت ع ز ی ه ، دانشگاه هنر که مراسمشون خیلی خوب بود و مشتری شان شدیم، هیئت عشاق که آن را هم تا قبل رفتن مداحش به کربلا می رفتیم و پایه ثابتش بودیم، بیت رهبری و هیئت محله ی خودمان که شب های محرم رسم خوبی دارند و در خیابان های محل می چرخند و هرشب به تعدادی از خانواده های شهدا سر می زنند.
انشاالله تصمیم داریم در طول سال هم هیئت رفتن را ادامه دهیم. انشاالله...

التماس دعا


برچسب‌ها: شخصیباور هامناسبت ها

نمایش باکس نظرات
بستن باکس نظرات