وا عجبا و يا تعجبا !!!!!!!!
بنازم به اين مادر شوهر!!!!!!
باران جون من يه جا ميرفتم جلسه بهبود روابط زوجين يه حاج آقا داستانپور داشتيم که از اون حاج اقا باحالاست
در اين ارتباط ها ميگفت توقع تون رو از خانواده طرفين کم کنيد تا بهتون خوش بگذره ( البته نه به معناي واقعي کلمه اين موضوع گولزنکي واسه دل خود عروس دامادا بود ;)
مثلا به اقايون ميگفت انتظار داشته باشيد توي خونشونم راهتون ندن اونوقت وقتي يه چايي جلوتون ميگذارند خيلي کيف ميکنيد...!!
البته من کارايي اين موضوع رو نميدونم گفتم شايد به دردت بخوره :دي
سلام
دقيقا از اون آيکون هاي رهگذر :دي
وااااااااااااا
نع خيرم
تا تلافيه اون ساعات حضور در .... ....... ..... در بياد و دلي از عزا در آري:دي
:))
خب مگه مجبوري پيش مادر شوهرت باشي؟ برو پيش مامانت نازتو بكشه:دي
بعدشم اونجاهايي كه نوشتي "من:" فك كنم شكلك گذاشتي! برا من چيزي نشون نميده!
چي بگم وال لا !؟
عيدت مبارک